|
گفتگو با فیروز ویسانلو
وحیدرضا صیرفیان:فیروز ویسانلو، یکی از برجستهترین نوازندگان داخلی است که در دهه گذشته نام او در اکثر آلبومهای موسیقی بوده است. در حال حاضر در بین هنرمندان داخل کمتر نوازنده ای گیتاری مهارت فیروز ویسانلو را دارد و اولین انتخاب بسیاری از تنظیم کنندگان و آهنگسازان است. به جز آثار بسیار زیادی که این هنرمند برای قطعات مختلف اجرا کرده است و تنظیمهایی که در یکی دو سال اخیر انجام داده است، دو آلبوم بی کلام نیز از او منتشر شده است.
آلبوم زیبای گیتار و نی در سال 85 که فیروز ویسانلو و جلیل شیخ زاده همراه با نوای نی مسعود جاهد گیتار زده اند و آلبوم خاطرات در انتهای بهار امسال که اولین آلبوم شخصی فیروز است. گفتگو با فیروز ویسانلو ظهر تابستان در استودیو رامیار شیخ لاری در حالی که مهمان شهاب قصی وند بودم انجام شد:
· چرا گیتار را به عنوان ساز حرفه ای خود انتخاب کردید؟
اول که به دلیل علاقه شخصی ام بود. در واقع پدرم نوازنده و موزیسین و آهنگساز و از پیشکسوتان موسیقی گیلان است. زمانی که من یک ساله بودم گیتار در منزل ما بود. پدرم استاد سنتور و ویولن هستند و سازهای مختلفی در خانه بود و تقریبا اکثر سازها مثل ملودیکا، کیبورد، ویولن و سنتور را کار کرده ام. گیتار هم در منزل بود و از 11 - 12 سالگی من بیشتر به سراغ گیتار رفتم.
· به غیر از علاقه، استعداد هم در کشش شما به نوازندگی گیتار موثر بود؟
بیشتر زمینه علاقه شخصی بود که به سمت گیتار رفتم و بعد با آشنایی بیشتر با نوازندگان و هنرمندان، کشش من هم به این ساز بیشتر شد.
· چه آینده ای برای حرفه خودتان در نظر گرفتید؟
از نظر آکادمیک و تحصیلات، در کشور ما محوریتی ندارد که کلاسها و دانشگاههای معتبری وجود داشته باشد که بتواند جوانان علاقه مند به تحصیل در این زمینه را هدایت کند. مثل خود من که در آن زمان دوست داشتم به صورت آکادمیک موسیقی را پیگیری کنم. تا مدتی دانشگاه موسیقی بسته بود و من دیپلمه 68 - 69 بودم و بعد هم که دانشگاه مجددا آغاز به کار کردف سازی مثل گیتار و پیانو را به رسمیت نمیشناختند و فقط سازهای سنتی را کار میکردند و به همین خاطر برای ادامه تحصیلات دانشگاهی دلسرد شدم. کاری که در حال حاضر من برای دوستداران موسیقی انجام میدهم، بخشی از کار من هست ولی چیزی نیست که بخواهد وجود من را به معنای واقعی به طور کامل ارضا کند. چون این ساز، بسیار تکنیکی است و هر چقدر بخواهیم در این ساز پیشرفت و مطالعه کنیم، علوم پایان ناپذیری دارد. شخصیتهای جهانی این ساز را در کشور نمیشناسند و عناصر سازی این ساز را هم نمیشناسند که چه منابعی دارد و چه روالی را برای یادگیری باید طی کرد. تا زمانی که در این حیطه باشیم از لحاظ تبادلات فرهنگی با جهان و با کشورهای پیشرفته در این زمینه نمیتوانیم خوب عمل کنیم و در داخل هم با محدودیت مواجه هستیم.
· شما قصد انجام عملی برای کم کردن فاصله فرهنگی ما با کشورهای پیشرفته در زمینه این ساز دارید؟
من یک سری هدفهایی دارم که برای کمک به دوستداران گیتار در داخل است. نوشتن یک سری کتاب که استفاده از آنها راحت تر از کتابهای موجود است. چون کتابهای موجود در بازار اصلا مناسب گیتار نیست. یکی از هدفهای من ایجاد مجموعههای به صورت مرجع است. چون باید واقعا منابع درسی موسیقی در کشور ما تحول پیدا کند. هم برای کسانی که در حال فراگیری هستند بهتر شود و هم برای معلمان و استادان که آموزش میدهند، منابع دقیق تری در اختیار داشته باشند. البته من به تنهایی قادر به انجام این کار نیستم ولی تا جایی که بتوانم کمک میکنم. چند مجموعه کتاب و رساله هست که در حال نوشتن آنها هستم، ولی مشخص نیست چه زمانی عرضه شود. از طرفی در تدریس گیتار که انجام میدهم، سعی میکنم افراد را در جهت صحیح قرار بدهم و اگر محدودیتی در دید و نظر آنها وجود دارد، کمک میکنم اهداف غنی تری پیدا کنند. اهداف خودم در واقع این است که یک گروه موسیقی تشکیل بدهم. یک آلبوم از من به بازار عرضه شد. آلبوم دوم من هم خاطرات 2 است که مروری بر موسیقیهای ایرانی است که با گیتار ساخته و پرداخته شده و در واقع بازتنظیمیبا گیتار است.
· صحبت از ایجاد گروه شد، چه اهدافی برای ایجاد گروه در نظر گرفته اید؟
ولی در حال فکر کردن روی پروژه ای هستم که یک مجموعه ای از سازهای ایرانی و غربی را در بر میگیرد و با نوآوری در موسیقی قدمی در جهت اعتلای موسیقی کشورمان بر داریم و اعلام کنیم که قادر به انجام این کار هستم. در واقع سعی من این است که در زمینه موسیقی بی کلام یا instrumental در خارج از مرزهای کشور هم حرفی برای گفتن داشته باشیم. در عین حال به عرف و سنت موسیقی خودمان هم پایبند باشیم و از پارامترهای موسیقی اصیل هم استفاده کنیم و شاید بتوانیم با ایجاد بافتهای غنی موسیقی، پیوندی بین سازهای غربی و اصیل ایجاد کنیم. البته نمیخواهم ادعا کنم که کاروانسالار این پیوند خواهم بود،بلکه سعی خواهم کرد. چون اساتید زیادی برای موسیقی کشور زحمت کشیده اند و در حال فعالیت هستند. من برای ایشان و کارهایشان احترام زیادی قائل هستم. من هم مانند آنها در فکر حفظ و نگهداری موسیقی کشور و متبلور کردن آن بدون تقلید کورکورانه هستم.
· به گذشته برگردیم. کار خودتان را از کجا شروع کردید؟ فکر کنم از استودیو ترنم اشکمهر کار خودتان را شروع کردید.
فکر کنم از آنجا شروع کردم. البته همزمان استودیو گلها در ظفر بود به مدیریت آقای رحیم بقایی که منحل شد. این استودیو قدیمی بود ولی امکانات پیشرفته تری داشت که من چند سال هم در آنجا ضبط داشتم.
· به نظر خودتان چرا در همان سالها، حدود 9 سال پیش، کار شما مورد توجه تنظیم کنندهها قرار گرفت؟
البته در این زمینه من نباید نظر بدهم، گیتاریستهای خیلی خوبی در این کشور بوده اند و هستند، ولی چون تعدادمان کم بود و به هر حال از ما استفاده میشد. مثلا بابک امینی نوازنده خیلی خوبی هست و زحمت زیادی برای کارش کشیده که از ابتدا کار میکرد و بیشتر کارها در ابتدا در دست بابک بود. گیتاریست حرفه ای دیگر آقای محسن مرشد که شیرازی هست و قبلا در تهران بود و تکنیک بالایی در نوازندگی دارد و در حال حاضر کم کار شده است. یک کار این اواخر به نام ایج از ایشان آمد که با اینکه کار خیلی قوی بود، به دلیل نابسامانیهایی که در سطح موسیقی ما هست نتوانست انطور که باید جای خود را باز کند. بابک امینی ایران را ترک کرد، محسن مرشد به شیراز برگشت و میتوان گفت که در بین نوازندگان گیتار سیم نایلونی، دوستان بیشتر به من لطف دارند و من را فراخوان میکنند.
· چه فاکتورهایی برای قبول نوازندگی در قطعات مختلف در نظر میگیرید؟
به هر حال هنرمندانی هستند که ما با آنها ارتباط داریم. بیشتر مواقع خوانندگان را هم نمیبینیم و در واقع با تنظیم کنندگان کار میکنیم. اکثر هنرمندان حس و حرکت خوبی دارند، شاید سطح معلومات موسیقی مختلفی داشته باشند ولی کلا در موسیقی پاپیولار علم موسیقی در یک طرف قرار میگیرد و حس و احساس هم در طرف دیگر است که این دو کفه ارزش برابر دارند. صرفا به علم و فنون موسیقی نمیتوان تکیه کرد. کار کردن با هنرمندان هم جزئی از زندگی و حرفه من هست. بیشتر تنظیم کنندگان را میشناسم و اگر هم ناشناس باشیم، دیدار جدیدی اتفاق خواهد افتاد. البته شاید تعداد خیلی خیلی محدودی باشند که من حاضر به همکاری با آنها نشده ام.
· در موسیقی کشور ما، فقط خوانندگان را میشناسند و اکثر مردم عوامل پشت سر را نمیشناسند. دلیل این امر چیست؟
در کشور ما روال موسیقی روند عادی کشورهای دیگر نیست، موسیقی در کشور ما قطع شده بود و دوباره آغاز شد و تا بخواهد به المانهای استاندارد موسیقی برسد زمان زیادی طول میکشد، با توجه به این تبادلات فرهنگی در زمینه موسیقی هم نداریم. من هم موافقم که خواننده نباید صرفا راس همه موفقیتها قرار بگیرد. متاسفانه درصد زیادی از خوانندگان کشور ما اصلا فنون خوانندگی را خوب بلد نیستند و به زور کامپیوتر و تنظیم کننده و 1- بار و 20 بار خواندن درست میشود. من میبینم خواننده ای هنوز صفت و موصوف و قید و در کل ادبیات را بلد نیست، من نمیدانم چطور میخواهد مفهوم را به شنونده القا کند. به نظر من کار موسیقی با کلام باید پیام داشته باشد. با توجه به موقعیت بشر در دنیا، هنرمندان دنیا رسالتی دارند که بتوانند با موسیقی پیام بدهند تا موسیقی دارای بار و معنا شود. در کشور ما متاسفانه خوانندگان وقتی به موفقیت میرسند، اسمی از نوازندهها و تنظیم کنندگان نمیآورند. خوانندههای زیادی بودند که من با آنها کار کرده ام و اسم نمیبرم، ولی هیچ گاه حاضر نشدند حتی اسمی از نوازندگان و تنظیم کنندگان بیاورند. من با این موضوع مخالف هستم و معتقدم باید یک اتحادیه برای نوازندگان ایجاد شود و از جانب اتحادیه حمایت شوند. نوازنده بداند میتواند حمایت شود، بیمه داشته باشد، چون باید خانواده تشکیل بدهد، باید دغدغههای مالی و نگرانیهای یک هنرمند برطرف شود تا بتواند به خوبی کار کند. به این موضوع متاسفانه توجه نمیشود و خوانندگان هم که در واقع یکی از بزرگترین عناصر دفاع و پشتیبانی از نوازندگان و تنظیم کنندگان هستند، اصلا به این موضوع توجهی نمیکنند. امیدوارم روزی بهتر از این شود.
· و شاید همین موضوع باعث شده که عده ای از نوازندگان و تنظیم کنندگان هم به سمت خوانندگی بروند.
متاسفانه بله. البته این موضوع از قدیم هم بوده و آهنگسازان برجسته ای بودند که اصلا استعداد خوانندگی ندارند ولی به سمت خوانندگی رفته اند. از طرفی به یک نکته که باید اشاره کرد، یکی برای به دست آوردن نام و شهرت و یکی برای بدست آوردن پول به این سمت رفته اند. موسیقی برای هنرمندان همیشه شغل لبه تیغ محسوب میشود که مشخص نیست توازن مالی در زندگی دارند یا نه. ولی وقتی خوانندگی میکنند اوضاع تغییر میکند. اگر بخواهیم بازار داخل را بررسی کنیم متاسفانه خیلی آلوده شده است. دیگر هر کسی که دلش خواسته سرش را به داخل وادی موسیقی کرده و فیلتر مناسبی وجود ندارد. من معتقدم باید شورایی باشد که خواننده قبل از اینکه چند میلیون پول خرج کند، ماکت کارش را با کیبورد بزند و به شورا ارجاع دهد و شورا تصمیم بگیرند اصلا این آدم کسی هست که کاری در سطح جامعه ارائه دهد؟ اگر خواننده بد اجرا کند و بد بخواند همه قضایای ترانه و موسیقی و نواندگی و تنظیم را کاملا خراب خواهد کرد. آخرین ثمره یک موسیقی پاپ کلام دار، اجرای خواننده است و اگر فالش بخواند و اگر رعایت تلفیق شعر و موسیقی را نداند و اتفاقات این چنین که من میبینم میافته، این اوضاع کنونی بازار ایجاد میشود که بالغ بر هزار خواننده است و مردم ما نمیدانند بر چه اساس آلبوم بخرند؟ به خاطر عکس و جلد قشنگ تر؟ هیچ ملاکی برای انتخاب وجود ندارد. متاسفانه پلاگینهای کامپیوتری و سر و صداهای دیجیتالی هم در اختیار عده ای از تنظیم کنندگان ناآگاه که بدون پیش زمینه مانند خوانندگان ناآگاه وارد موسیقی شده اند و مشغول ویران کردن و نابود کردن موسیقی داخلی هستند و باید با این روند مقابله شود. باید غربال قوی وجود داشته باشد و به هر کسی اجازه عرضه موسیقی داده نشود.
· صحبت از پلاگینها و سمپلها کردید. استفاده بی رویه و غیر منطقی از اینها چه اثری بر موسیقی ما گذاشته است؟
موسیقی دهه پنجاه وقتی گوش میکنید هیچ گاه خسته نمیشوید. چون موسیقی روح دارد. چون نوازندگان حقیقی سازها را زده اند، به علاوه سازها میکس نشده است و نوازندگان همه با هم در استودیو نوازندگی کرده اند و سازها با هم به صدا در آمده است. بنابراین روحی در موسیقی وجود دارد. خوانندگان آن زمان، که اصلا من کاری به شخصیت و یا تغییرات شرایط آن زمان و این زمان ندارم، تعداد مشخصی بودند و هر هفته و هر ماه تعداد آنها به طور عجیب زیاد نمیشد. فن بیان، گفتار، اطلاعات از شعر و تلفیق موسیقی آنها خیلی زیاد بود. طبعا صداهای کامپیوتری مثل سمپل و اصوات مصنوعی، هیچ گاه جای صدای واقعی ساز را نمیگیرد. ولی با توجه به شباهتهای زیادی که پلاگینها با سازهای واقعی دارند ولی اگر کسی بتواند آگاهانه از این پلاگینها استفاده کند خوب است ولی اگر ناآگاهانه استفاده شود، هیچ ارتباط و حسی برقرار نمیشود.
· اکثر موسیقی حال حاضر بازار استفاده از یک یا دو ساز واقعی در کنار سمپلها است. شما به عنوان یک نوازنده چطور با سمپلها ارتباط برقرار میکنید؟
یک تنظیم کننده صرفا کارش چیدن پلاگینها مانند پازل نیست و نیاز به علم هست. آلات کوبه ای را ممکن است همه بتوانند ردیف کنند ولی چیدمان هارمونی و آکورد و آهنگسازی علم میخواهد. اگر تنظیم کننده علم این موضوع را نداشته باشد، قطعا نوازنده نمیتواند راحت کار کند. برای من مانند این موضوع پیش آمده و پیش خواهد آمد. اینها آگاهی لازم برای انجام این کار را ندارند. شاید استفاده از سه ساز واقعی در یک ساز مرغوب تر از استفاده از نرم افزار و سمپلها باشد.
· در مورد آلبوم خاطرات بگویید.
همانطور که اسم آلبوم بیان میکند، این موسیقیها خاطرات من هستند. خیلی از آهنگها، موسیقیهای خارجی هستند که من در کودکی میشنیدم. مثلا قطعه Tango Comparsita ، من این قطعه را 30 سال پیش میشنیدم و هنگامیکه دوستان پدرم به منزل میآمدند، من همیشه میخواستم که این آهنگ را با آکاردئون اجرا کند. این موسیقیها در طول زمان به صورت یک رشته از فکر در میآید که اگر خودم اجرا کنم به چه میشود. چند قطعه هم موسیقی فیلم بودند. مثل Specialist و یک قطعه هم تنظیمی از موتزارت (سمفونی 40 ) بود که به سلیقه شخصی خودم تنظیم کردم و پاپیولار کلاسیک شد و بقیه موسیقی لاتین آمریکا است که جزو شاخههای مورد علاقه من است. البته شکل تهیه آلبوم و ضبط و بقیه موارد ناگهانی بود و شاید به درخواست دوست عزیزم امید نیک بین بود که همیشه من را برای ارائه یک آلبوم از قطعات خودم و به عنوان یک شناسنامه، تشویقها و پشتیبانیهای زیادی کرد. امید واقعا یک دوست عزیزی برای من است و صدابردار حرفه ای و با علم است. اگر دانش صدابرداری امید نیک بین نبود، شاید 50 درصد آلبوم کامل نمیشد. چون این آلبوم فقط صدای گیتار است و هیچ صدای دیگری نیست. وقتی دو سه بار صدای گیتار را روی هم ضبط کنید، مجموعه خیلی درهمی میشود، مگر اینکه صدابردار آگاهی باشد که بتواند به صداها بُعد و پرسپکتیو دهد و بتواند صداها را مجزا کند و شکل کاری مطلوب را ایجاد کند. در مجموع این آهنگها، خاطراتی را در من زنده میکند که به همین دلیل آلبوم را خاطرات نامیدم.
· آلبومی دیگری هم در دست تهیه دارید؟
یک سری از آهنگهای ایرانی را هم به همین صورت کار کرده ام که آلبوم خاطرات 2 است و در همان استودیو ضبط کارها تمام شده است. در واقع رجوع به یک سری ملودیهای قدیمی ایرانی است و سعی کردم فناوری و تکنیک تنظیم گیتار را در این آلبوم نشان دهم که خود گیتار به تنهایی چه تواناییهایی دارد و چه حرفهایی برای گفتن دارد. به همین خاطر زیر بار استفاده از هیچ پلاگین یا سمپلی نرفتم. تنها صدایی که اضافه بر گیتار هست، گیتار باس است که خودم زدم. من ادعایی در مورد نوازندگی گیتار باس ندارم و حرفه ای نیستم. ولی چون آلبوم خودم بود و دستم هم به گیتار باس از قدیم آشنا بوده، ترجیح دادم که خودم گیتار باس بزنم ولی در آلبوم درج نکردم.
· شما الان جزو بهترین نوازندگان ایران هستید. چه فعالیتی برای باقی ماندن در سطح اول انجام میدهید؟
متشکرم. نظر لطف شماست. یک نوازنده در هر سطحی که باشد، باید دو بعد را در نظر بگیرد، یکی ارتقا فکری است که نوازنده بتواند مراحل فکری خود را به روز کند، منابع علمی، پیشرفتهایی که در دنیا انجام میشود که از طریق رسانهها و کتابها و اینترنت باید دنبال شود و ارتباط با منابع بیرونی وجود داشته باشد. بعد دیگر فیزیک است که فیزیک یک نوازنده نیاز به تمرین دارد. یک مقطع مرحله ای است که نوازنده خود را به سطحی میرساند و مقطع دیگر باید حداقل بتواند خود را در این مرحله نگه دارد. کسی که بخواهد سیر صعودی داشته باشد، باید روند تمرینات روزمره خود را حفظ کند و طبعا من هم این کار را میکنم. این ایرادی است که دوستان به من میگیرند که چرا شاگرد کم درس میدهی. من ساعت خاصی را میتوانم تدریس کنم و باید زمانی هم به تمرینهای خودم اختصاص دهم. من همیشه مطالعه میکنم و سعی به تهیه منابع جدید هم دارم. در مسافرت به کشورهای خارج سی دی یا کتاب تهیه میکنم. در نمایشگاه کتاب هم اگر منابع مفیدی باشد تهیه میکنم و برخی دوستان هم لطف میکنند منابع جدید برای من تهیه میکنند.
· و کلام آخر؟
میخواهم پیامیبدهم و از همه کسانی که در این عرصه هستند درخواست کنم حرمت موسیقی را نگه دارند. نمیخواهم بگویم جوانان نباید وارد این عرصه شوند ولی حداقل جای خودشان را بدانند. طوری قدم بردارند که این پوسته نازک و آسیب دیده موسیقی مار ا به این ترتیب خدشه دارتر نکنند. در جامعه موسیقی ایران ما ضربات زیادی متحمل میشویم. یکی از این ضربات، قطع شدن سلسله ارتباط موسیقی با گذشتهها بوده که از پیروزی انقلاب تا 72 یا 73 دانشگاه موسیقی باز شد. جوانان که وارد موسیقی میشوند بسیار مفید و خوب است و میتواند آنها را از حیطههای خطرناک دور کند و هنر میتواند به سالم سازی شرایط جسمی و فکری آنها کمک کند ولی از طرفی خواهش میکنم همین جوانان نسبت به تولید اثر هنری خودشان با تعهد و مسوولیت بیشتری نگاه کنند. واقعا ببینند این اثر مناسب است؟ آیا همه اصول و معیارها در آن رعایت شده؟ آیا اثر هنری آنها از سطح فرهنگی و هنری خوبی برخوردار است که مردم بتوانند از آن بهره ببرند؟ الان متاسفانه بازار موسیقی ما آلودگی دارد. کسانی که میدانند در کارهایشان ایراد و نقاط ضعف است ترمیم کنند و به کلاسهای موسیقی مراجعه کنند. نمیگویم خارج شوند ولی جایگاه خودشان را بفهمند و به اندازه جایگاه خودشان در موسیقی قدم بردارند.
|